پزشكان و اصرار نخستين چاپكنندگان بود كه هزاران تن تا پايان سدهٴ شانزدهم، توانستند آثار طب عربي را بهصورت ترجمههاي قسطنطين مطالعه كنند؛ قسطنطين نخستين الهامبخش رونق فرهنگي لاتيني - عربي بود؛ او در 1087، درگذشت. دومين نفر، ژرار كرمونائي بود كه در 1187، يعني درست يك سده بعد، وفات يافت. ويژگيهاي اصلي طب در سدهٴ دوازدهم (يعني طب سالرنويي در عصر طلايي خويش)، مربوط به دورهٴ پس از قسطنطين و پيش از ژرار است. ژرار دو متن اساسي به جهان لاتيني عرضه كرد: كتاب منصوري و قانون. تا سدهٴ بعد، پزشكان يهودي ناچار بودند اين كتابها را يا بهعربي و يا بهلاتيني بخوانند. دو مرحلهٴ مهم ديگر ترجمهٴ لاتيني كتاب الملكي توسط اصطفن انطاكي در حدود 1127، و ترجمهٴ كتابالحاوي بهوسيلهٴ فرج بن سليم در 1279، بود. كتاب آخري ديرتر از آن ترجمه شد، كه در پزشكان عصر مورد بحث تأثيري داشته باشد؛ محصول آن متعلق به سدهٴ چهاردهم و عصر رستاخيز، است.
47. شرح آثار پزشكي يوناني و عربي. سنتهاي پزشكي قديم، كه عصر مورد بحث ما خود را وارث آن ميشمرد، تنها بهصورت ترجمه پديدار نشد؛ بلكه بهصورت شرح و تهذيبهاي گوناگون هم نمايان گرديد. بسياري از آنها براساس ترجمههايي بود كه مرحلهٴ ابتدايي انتقال معرفت از گروهي به گروه ديگر بهشمار ميرفت. گزارش كامل اين شرح و تهذيبها خارج از موضوع بحث ماست، چون بسيار مفصل و ملالآور خواهد بود و اغلب تعيين مرزي ميان شرح و تفسيرها و آثار اصيل دشوار است. عنوانها ممكن است ما را به آساني فريب دهند؛ ممكن است يك شرح در واقع اصيلتر از رسالهاي باشد كه به صورت يك اثر جديد عرضه شده است.
كافي است چند مثالي بياوريم تا نشان داده شود كه چگونه معارف قديم انتقال مييافت.
در بيزانس يوآنس تزتزس شرحهايي بر آثار نيكاندرس نوشت.
يوسف بن حسدَيْ از مسلمانان مصري، كه از يك تبار يهودي - اسپانيايي بود، داود بن سليمان از قرائيهٴ مصري، ابن قُف از مسيحيان شام، و ابن نفيس شرحهاي عربي متعددي بر آثار بقراط و جالينوس نوشتند. پزشكان عربينويس به آثار بزرگ كلاسيك كه بهزبان خودشان نوشته شده بود دستكم، بههمان اندازهٴ آثار يوناني اهميت ميدادند. مثلاً از ابن ساعاتي، موفقالدين سامري، ابن قُف، ابن نفيس و قطبالدين شيرازي آثاري در شرح
قانون در دست است.
ناتان بن يوئيل فَلَقُره حكيم يهودي مجموعهٴ عظيمي از منتخبات آثار پزشكي يوناني وعربي را با عنوان
ذُره هه - قُف را به صورت ترجمهٴ عبري گرد آورد. همان منظور در مجموعههاي لاتيني دنبال شد.1 موريس شرحي بر كلمات قصار بقراط نوشت. پدروي اسپانيايي، تاديوآلدروتي و آرنولد ويلانوايي شرحهاي متعددي بر آثار پزشكي عربي و يوناني نوشتند.